|
!!!! نــــظــــر یادتـــون نـــره !!!!
|
||||
|
|
||||
هيچكي از رفتن من غصه نخورد
دوستان عزیز اینم وبلاگ عشقمه خیلی زیباست نظر یادتون نره ![]()
هيچكي با موندن من شاد نشد
وقتي رفتم كسي قلبش نگرفت
بغض هيچ آدمي فرياد نشد
وقتي رفتم كسي گريش نگرفت
اشكشو كسي نريخت پشت سرم
راستي كه بي كسي درد بديه
منم انگار هميشه تو سفرم
وقتي رفتم كسي غصش نگرفت
وقتي رفتم كسي بدرقم نكرد
دل من مي خواس تلافي بكنه
پس چش هيچ كسي عاشقم نكرد
وقتي رفتم ، نه كه بارون نگرفت
هوا صاف و خيليم آفتابي بود
اگه شب مي رفتم و خورشيد نبود
آسمون خوب مي دونم ، مهتابي بود
چشمي با رفتن من خيره نموند
به درو و به آسمونو پنجره
مي دونم ، خيليا گفتن چيزي نيس
اينكه ماتم نداره ، بذار بره
وقتي رفتم كسي اشكش نيومد
نيومد هيچ جا صداي گريه اي
توي اين دنياي بد ، هيچكي نداشت
از سفر رفتن من ، گلايه اي
هيچكسي نگاش برام ابري نشد
زلزله ، هيچ دلي رو تكون نداد
راس راسي ، واسه كسي مهم نبود
نه كه فك كني بود و نشون نداد
چهره ي هيچ كسي پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
كسايي كه واسشون مهم بودم
همه شايد يه جوري مرده بودن
كي مي رم ، كجا مي رم ، ميام يا نه ؟!
كسي لااقل اينو سوال نكرد
انگاري مي خوام برم خريد كنم
هيچكسي چيزي نگفت ، حلال نكرد
دم رفتم كسي حرفي نمي زد
همه ساكت بودن و بي سرصدا
يه نگهبان كه ما رو نگا مي كرد
زير لب گفت ، به سلامتي كجا ؟
اشك و خندم دوتايي كنار هم
با يه لحن مهربون جواب دادن
انگاري يه عالمه كوه هاي سخت
از رو شهر شونه ي من ، افتادن
اين سوال مهربونو بي ريا
پرسش ساده ي يه غريبه بود
كسي كه اسم منم نمي دونست
زير چشماش غمي بود ، داغ و كبود
شعرمو بايد يه جور عوض كنم
يا بذارمش همينجور بمونه
ته قلبم مي خوام اين حقيقتو
هركسي دوس داره شعرو ، بخونه
دم رفتن كسي گفت سفر به خير
كه واسم غريب و ناشناخته بود
اما اون وقتي رسيد كه قلب من
همه ي آرزوهاشو باخته بود
بهتره اهاليه رويامونو
بدون توقعي ، جواب كنيم
نبايد حتي رو بهترين كسا
توي بدترين جاها ، حساب كنيم
+
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:8 توسط † žəđě 𡮣 √ мåñ¡ јόΘй †
|

__________________________________________________________- align="center">