|
!!!! نــــظــــر یادتـــون نـــره !!!!
|
||||
|
|
||||
چقدر سخت است وقتي جواني را مي بيني که کهنه ترين لباس تو را بر تن دارد و آن بهترين لباس اوست . چقدر دردناک است وقتي مادري را مي بيني که خراب ترين ميوه خانه تو در سبد اوست و آن بهترين ميوه مهماني اش است . چقدر سوزناک است خنده دختر بچه اي براي عروسک کهنه در دستش و آن منفور ترين عروسک دختر توست . چقدر اَسَفناک است دستان بيرون از چادر دختري که سياهيش بخاطر چنگ بر لباسان مردمي است که آن لباسان براي شب هاي گناه من و توست . چقدر سنگين است درد شرم پدري براي خريد کفش پسرش که اين درد بخاطر غفلت من و توست . چقدر آسان مي خندند مردمي که شاديشان بدليل کار و تلاش بچه ايست که زباله هاي خانه من و تو را جمع مي کند . چقدر سخت است دل کسي که غذايش را با ولع در مقابل کيسه به دوشي که روز ها و شايد هفته ها است که غذاي گرم از گلويش پايين نرفته . میخورد چه ساده اند آدماني که براي رفاه خود و به خيال درس و پول هزينه ها مي کنند و به فرنگ مي روند و کودکي بخاطر هزينه جراحي پدر شب و روز آجر به دوش مي کشد . چه بي رحمند سياستمداراني که نازدانه هايشان در بهترين ماشين ها ميان کوچه هاي پايتخت هاي اروپا مي چرخند و استعداد هاي ما براي ادامه تحصيل شب کار مي کند و روزدرس میخواند؟
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 1:57 توسط † žəđě 𡮣 √ мåñ¡ јόΘй †
|

__________________________________________________________- align="center">